هوای تازه

سلام علیکم. اینروزا حالم خوبه و خداروشکر مثل اینکه مریضیه تموم شد.

اما دلم گرفته . خیلی.از همه عزیزانی که وب منو می خونن خواهش می کنم برای داداشم دعا کنید که مشکلش حل بشه. آخه داره میره یه جایی که یه ذره سخته . تورو خدا دعا کنید که بدون مشکل و راحت بره و موفق بشه.

مامانم داره می ره مسافرت پیش خواهر بزرگم. اونوقت من چطوری باید دلم نگرفته باشه؟

دیروز رفتم خونه مامان اینا تا آخر شب اونجا بودیم می خوام این چند روزه حسابی داداشمو ببینم. می دونم اگه بره دلم می ترکه. می دونین همیشه خانوما به برادرشون می ندازن به خاطر اینکه یه پشتیبان خوبه براشون. ولی داداش من خیلی بیشتر از یه داداش بوده برام. فکر کنم قبلا گفتم ولی همیشه دلم خواسته به همه بگم که داداش من چه گلیه. خب من  چون خیلی بچه بودم پدرمو از دست دادم. این برادر بزرگم بود که بار زحمت مارو به دوش کشید. خداییش هیچی برام کم نذاشته از هیچ نظری. مخصوصا عاطفی که به اندازه یه پدر شایدم بیشتر به من محبت کرده. نذاشته آب تو دلم تکون بخوره که یه وقت من احساس نکنم پدر ندارم . همیشه کاری کرده که تازه یه سر و گردن از اونایی که بابا داشتن بالاتر باشم. همیشه قشنگترین و شیک ترین لباسارو برام می خرید. خیلی دوستانه باهام رفتار می کرد همه درد و دلامو بهش می گفتم اونم به من می گفت. چه شبایی که تنهایی با هم می نشستیم و نوار شجریان ( که عاشقشه) می ذاشت و شعرهای حافظ و سعدی رو همراه با شجریان می خوندیم و چه قدر حال می کردیم. و اینکه اصلا نمی تونم زحمتی رو که داداشم برام کشیده رو بیان کنم. چون خیلی زیاده. اون از خواسته های خودش. دل خودش. جوونی خودش برا من گذشت. و این از خودگذشتگی کار هر کسی نیست. هر کسی نمی تونه اینجوری باشه. اینقدر مهربون و دوست داشتنی. حالا وقتی می بینم موهاش داره سفید می شه. اون ریش خوشگلش( که همیشه برا تریپ و خوش تیپی می ذاره و چه قدر هم بهش میاد) داره سفید می شه. بغض گلومو می گیره . و همیشه از خدا می خوام که کمکش کنه. امیدوارم که خدا حالا دیگه نتیجه این همه سال زحمتو بهش بده و بره و خوشبخت بشه. فقط از خدا همینو می خوام اول اینکه همیشه تنش سالم باشه و سایش رو سرم. بعد خوشبختی و سعادتش.

شما هم براش دعا می کنید؟

امروز بعد از ظهر باز میرم خونه مامان اینا آخه داداشم قول داده که امروز تا بعد از ظهر کارای عقب افتادش رو انجام بده و بعدش دیگه بمونه خونه و پیشم باشه.

خدایا فقط ازت می خوام که کمکش کنی........

نوشته شده در ۱۳۸٥/۱۱/٢ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ توسط مادر خانومی نظرات () |

Design By : Pichak