هوای تازه

 بالاخره اون اضافه کارو گرفتم.

سه روز تموم سرکار می خواستن حقمو بخورنا. دیدید تو رو خدا بی وجدانا. تازه اون سه روز مدام سر کار بودم در واقع یک هفته از زندگی افتاده بودم.

اون روزی که رفتم دعوا کنم. حسابی جیغ جیغ کردم سر رییسم. گفتم خودتون گفتین اضافه کارش محفوظه. پس چرا دو ماهه که ازش میگذره خبری نیست. آخه ماه پیش پرسیدم اضافه کارارو دادید. گفت نه. بعد اون روز تازه فهمیده بودم بلهههه دادن به همه. فقط مال منو نمی خوان بدن. منم حسابی تریپ  حق گرفتن و گرفته بودم. می گفت دو ماه پیش بوده و هزار و یک دلیل که نمیشه.

فرداش اومد و صدام کرد اتاقش. گفت خانوم شما خیلی عجولی. من در نظر گرفته بودم اون اضافه کاریوImage and video hosting by TinyPic . ناکس بی معرفت دیروز داشت یه چیز دیگه می گفتا. حالا که دید صدام دراومده . اضافه کاریمو دادImage and video hosting by TinyPic.

به قول مامانم تو این زمونه تا بچه گریه نکنه شیر بهش نمی دن. این رییس ماه هم باید دست زور بالای سرش باشهImage and video hosting by TinyPic. خلاصه گرفتم بهاضافه اون ۱۷۵ هزار تومان کوفتی که برای عیدی در نظر گرفتن حدود ۲۵۰تومانی شد.

ولی می گفت در مورد پاداش دیگه نیای یقمو بگیریا دست من نیست من نمی دونم چقدر میدن . گفتم حالا تا پاداش....

عجیبه ها زحمت بکش منتم بکش. التماسم بکن. ای بابا. چه اوضاعی شده. تازه می گه مرخصیهاتم زیاد شده . سعی کن کمتر بری. من بدبخت فقط برای کلاسام مرخصی میگیرم ولاغیر. خودشم می دونه ها..ولی دلش می خواد گیر بده.

این ترمم که ماشاا... دو روز تو هفته رو صبحها تا ۱۲ کلاس دارم هنوز جرات نکردم به رییسم بگم. به این امید که با استادا یه جورایی درستش کنمImage and video hosting by TinyPic. اگر اونا قبول کنن بچه ها گوه بازی در نیارن . آخه همیشه ساز مخالف می زنن. وقتی می گی کلاسا بعداز ظهر باشه میگن صبح می گی صبح باشه می گن بعداز ظهر. عوضین دیگه. آییییییی خدا کی این درس تموم می شه راحت بشم . مردم از غرغر رییسم و بدبختی درس خوندن و مسخره بازی بچه های دانشگاه و انجام نشدن کار توسط آموزش بی مسئولیت لاقید..

صبح کلاس داشتم. رفتم کلی معطل شدم .تا ساعت ۳۰/۸ الاف بودیم آخر خواستیم که زنگ بزنن استاده ببینن میاد اصلا یانه؟ بچه های  دفتر اساتید زنگ زدن بهش. گوشیو برداشته تو خواب و بیداری جواب می ده نه نمیام. اصلا یادش نبود کلاس داره. اینم از استادا. اونوقت میگن حرص نخور. پس کی جواب مرخصی های منو می ده. بقیه که خوشحالم می شن استاده نیاد یه دو ساعتی می تونن برن ول بشن یا تو سلف و دانشگاه یا بیرون. من بدبخت که با التماس و بیچارگی مرخصی ساعتی می گیرم باید اینجوری هدر بره.

امشبم خونه دخترعمه شهریار مهمونیم. دوباره بعد ازظهر کلاس دارم تا ساعت ۸ شب. مجبورم ساعت ۶ تا ۸ رو نرم دیگه. ا لبته فرقی هم نمی کنه جلسه اوله زیاد مهم نیست.

راستی یه خبر دیگه من دارم عمه میشمImage and video hosting by TinyPic . البته اونم به قول مریم خانوم هنوز یه مولکول کوچولو ه. هر چند زیاد با زن داداشم که دختر خالم هست جور نیستم. البته اولش خیلی رفیق بودیم با هم. خیلی هم صمیمی ولی .. یه کارایی کرده که از چشمم افتاده. ولی اونو ولش کن . نی نی رو بچسب.Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic.

نوشته شده در ۱۳۸٥/۱٢/٦ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط مادر خانومی نظرات () |

Design By : Pichak