هوای تازه

نمیدونم چرا دلم شور می زنه؟

چند روزه اینجوریم. دیروز مثلا جمعه بود و خونه و استراحت و شهریار و تفریح و ...

ولی از صبحش بی حال بودم.یعنی یه جورایی از دنده چپ پاشدم. شهریار خیلی زود بیدار شده بود. هی اینور اونور می کرد. می رفت یه دور تو خونه می زد دوباره می اومد دراز می کشید خلاصه اینقدر این کارو کرد که بیدار شدم. بعدشم هی گفت پاشو دیگه چقدر می خوابی . گشنمه.Image and video hosting by TinyPic ولی اصلا حسش نبود که از تو رختخواب پاشم. یعنی پاشیده نمی شدم.

گفتم خب تا من صبحانه رو آماده می کنم تو تختو مرتب کن. صبحانه رو آماده کردم و آوردم دیدم هنوز تختو مرتب نکرده. با ناراحتی تختو مرتب کردم و بالشتشو پرت کردم اونور. گفت خب حالا یه کاری گفتی نکردما چرا اینجوری می کنی. ولی انگار بهانه داده بود دستم. برای شروع یه بداخلاقی که تا آخر روز ادامه داشت. هی می گفت مژی چی شده؟ امروز چرا اینقدر بد اخلاقی؟ اتفاقی افتاده؟ منم گفتم من ۷ روز هفته باید کار کنم. همه جا رییس دارم ولی شکلشون فرق می کنه. تو اداره یه جور حمالی . تو خونه یه جور دیگه.( خیلی بد اخلاق بودم نه؟ خودم می دونم)

می خواستم شروع کنم به خونه تکونی. از آشپزخونه شروع کنم  و فعلا کابینتا رو تمیز کنم. اما اصلا حوصله نداشتم و گذاشتم برا هفته بعد. ولی خونه رو تمیز کردم لا اقل بخاطر اینکه بد اخلاقیم دامن گیرم نشه و یه اعصاب خوردی بزرگ راه نندازم خودمو مشغول کردم.

بعد از ظهر رفت بیرون . ضبط خریده بود برا ماشین که وصلش کنه. ساعت ۸ شب تشریف آوردن. می گه بریم بیرون. آخه من دیگه می خواستم چیکار اون موقع برم بیرون من ساعت ۵ حوصله ام سر رفته بودImage and video hosting by TinyPic. شام درست نکرده بودم. هر چی تو یخچال داشتیم آوردم خوردیم. وقتی سگ می شم اینجوری میشم.

شب رفتیم بخوابیم. تو رختخواب یاد قبلنا افتاده بود . می گفت مژی یادته اون روز. یادته فلان روز اینجوری شد. اون لباسو پوشیده بودی. ولی من ( نمی دونم به خودم چی بگم)Image and video hosting by TinyPic می گفتم یادم نیست. نه یادم نمیاد.. خلاصه کلی حالشو گرفتم. اینقدر که روشو اونور کرد و خوابید.

خلاصه خیلی از دست خودم دلگیر و دلخورم. اون چه رفتاری بود آخه...

..............................

به نگاهی نو: من چرا نمی تونم برات کامنت بذارم دختر. اصلا ارسال کامنتت غیرفعاله. یه کاری کن.

نوشته شده در ۱۳۸٥/۱٢/۱٢ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ توسط مادر خانومی نظرات () |

Design By : Pichak