هوای تازه

سلام به همه دوستای گلم که حسابی با من همراهی کردن و دلداریم دادن... مرسی عزیزای دلم.

آخییییییییییش امروز خیلی سبک شدم . خیلی هم سرحال.. انگار یه بار سنگین از رو دوشم برداشته شد.... بگم چی شده؟ ... بگم؟...........

آره ... دیروز رفتم پیش رییسم و باهاش صحبت کردم... وای می دونستم که خیلی مهربونه... یه جوری باهام برخورد کرد که انگار اصلا اتفاقی نیافتاده... اولش خداییش روم نمی شد تو صورتش نگاه کنم از خجالت... همینو بهش گفتم... خندید و گفت: چرا ؟راحت باش .. مگه چه اتفاقی افتاده.. گفتم راجع به اون موضوع... بازم خندید گفت اون موضوع که اصلا مهم نبود.. من فراموش کردم اما امروز که معاونت خودتون اومد و گفت میخوای بیا پیشم و صحبت کنی گفتم بیا هر چند که اصلا لازم نبود... به نظر من اتفاق خاصی نیافتاده... گفتم آخه شما از دست من ناراحت شده بودید گفت اصلا اینجوری نیست من هیچ ناراحتی از شما به دل ندارم... گفتم آخه اون کارو من نکرده بودم... گفت می دونم اصلا خودتو نگران نکن... از نظر من این موضوع تموم شده است..

آخ خ خ ییییی. نمی دونین وقتی لبخندشو دیدم چقدر دل و جرات پیدا کردم که همه حرفامو بزنم.. به خدا رییس به این گلی هیشکی نداره... خلاصه.. وقتی از اتاقش اومدم بیرون انگار صد کیلو وزن از رو دوشم برداشته شده بود... خلاص شدم دو هفته استرس دیوونم کرده بود...

دیشب رفتم خونه شهریار فورا پرسید چیکار کردی با رییس صحبت کردی؟ گفتم آره... بدجنس می گه خب بگو ببینم اخراج شدی یا نه؟Image and video hosting by TinyPic بگو اخراج شدی تا من خوشحال بشم. شیطونی می کنه دیگه..Image and video hosting by TinyPic گفتم نه اخراج نشدم و قضیه رو براش تعریف کردم. گفت آخی حیف شد اخراج نشدی....

ولی این موضوع باعث شد همکارام و دورو بریهامو خوب بشناسم. واقعا همکارای خوبی دارم.. روز اول که معاونمون به همکارام گفته بود همچین اتفاقی افتاده.. بچه ها پشتم در اومده بودن و گفته بودن اگر قرار باشه با فلانی(من) برخوردی بشه همه ما اعتراض می کنیم ... بر عکس معاونمون هم شناختم که خیلی زیادی این قضیه رو بزرگ برای همه جلوه داده بود طوری که من با شناختی که از رییسمون داشتم ازش ترسیده بودم.. خیلی استرس بهم وارد می کرد .. یه جور صحبت می کرد که انگار واقعا من یه گناه بزرگ و غیر قابل بخشش مرتکب شدم... هر چند که رییسمون می گفت من به معاونتون گفتم که طوری با این موضوع برخورد نکنه که شما ناراحت بشین  ولی مثل اینکه این آقای معاون برعکس توصیه های رییس عمل کردنImage and video hosting by TinyPic.. خب زندگی همش تجربه است دیگه....

ولی خیلی اعصابم ناراحت شده.. احتیاج به یه آرامش حسابی دارم. تا دوباره بشم اون آدم قبلی... خیلی روزای سختی رو پشت سر گذاشتم... خدا رو شکر بالاخره تموم شدImage and video hosting by TinyPic

نوشته شده در ۱۳۸٦/٢/۱٠ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ توسط مادر خانومی نظرات () |

Design By : Pichak