هوای تازه

سلام به همه دوستای گلم.... ببخشید که دیر آپیدم .. حقیقتشو بخوان نه وقت داشتم نه حس و حالشون .. الانم دیگه دیدم خیلی وقته چیزی ننوشتم... نکنه یه وقت فکرای ناجور بکنین و بگین من یه وقت خدای نکرده مُردم.

آخه بازم مامانم نیست.. رفته مسافرت.. اینقدرم براش نگرانم که نگو... دقیقا یک روز قبل از اینکه بره یه مرتبه فشارش رفت بالا... نمی دونم چی شده بود.. اصلا سابقه همچین چیزایی نداشت مامان.. خلاصه کلی براش نگران شدم و یه شب پیشش موندم... اما مجبور شد بره.. چون داداشم می خواد برای اون یکی داداشم که انگلیسه خونه بخره. گویا قبول نکرده بودن که خونه به اسم خودش بشه یعنی با پاسپورت و کپی و این جور چیزا گفته بودن نمی شه بنابراین داداشم به مامان زنگ زد و گفت که زود بره تا خونه رو به اسم مامان بکنن... بنده خدا هم با اون حالش رفت ...

بازم من تنها شدم...

البته اینقدر گرفتاری دارم .. ای خدااااااااا کی این درس من تموم می شه از این کلاسا خلاص می شم... دیگه نابود شدم..

راستی به دنبال مقوله ی عمه شدن بنده یه خبر بدم.... جوجه ی ما دخمله... الهی قربونش برم.. از حالا کلی براش نقشه کشیدم.. چه لباسای جینگیلی مستونی براش بخرم حال کنه... هر چی باشه این اولین برادر زاده منه... می دونم یه دخمل چشم سیاه . تپل مپل میشه از اونایی که هی بچلونیش.... داداشمم حسابی خوشحاله... می گه از این خوشحالم که دختره و دختر باباییه... بنده هم تو دلم عرض کردم خدمتشون.. که آره اروا عمت... این زنتو که من دیدم اصلا نمی ذاره بچهه بیاد طرفت ... چون می دونین همیشه می گفت من اصلا دوست ندارم دختر داشته باشم... دختر برام می شه رقیب. حالا خدا همچین گذاشت تو دامنش...

البته برای ما فرقی نمی کنه... چون بچه داریوش قطعا عزیزه...

آقا خونه چقدر گرون شده... ما دو ماه دیگه مهلت داریم برای این خونمون.... ما بندگان خدا قشر مستاجر.. فکر کنم امسال رو در داخل چادر و زیر پل ها سپری کنیم. ای خدا آخه چرا ما باید اینقدر زجر بکشیم... این همه فشار اقتصادی و کوفت و زهر مار کم نبود....البته می دونم که الان خدا شونه هاشو می ندازه بالا و می گه به من چه ... تقصیر یه نفر دیگه است. من گفتم همه چی گرون بشه؟ من گفتم رهن خونه زیر ۱۰ میلیون نباشه؟

دیروز دو ساعت سر یکی از کلاسا با استادم بحث کردم سر این موضوع.. آخه همش سنگ دولت رو به سینه می زد.. منم لجم گرفت. می گه مقصر دولت نیست.. مردمن. یکی نیست بگه آخه اگر دولت تورم ایجاد نکنه (۴۵ درصد) این همه گرونی و بدبختی از کجا می اد؟ مردم مرض دارن لابد خودشونو بدبخت کنن. می دونین که اضافه حقوقا چقدر شده؟ آخه من با ۲۰ درصد اضافه حقوق گِل بگیرم سرم؟

بگذریم این قصه سر دراز دارد .. فقط دعا کنید ما هم بتونیم یه خونه نقلی بخریم و از مستاجری و پول زور خلاص بشیم...

نوشته شده در ۱۳۸٦/۳/٧ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ توسط مادر خانومی نظرات () |

Design By : Pichak