عاقبت ولخرجی و دختر باهوش من

شده تا حالا یه پولی رو خرج کنید و بعد که دیگه هیچی نمود تازه دو دوتا چارتا کنین و بفهمین که بیشتر چیزایی که خریدین الکی بوده و خرج اضافی و کلی چاله چوله دارین که می تونستین با اون پولی که به هدر دادینش پر کنین...

من از اول این ماه از خرج تولد ملوسک که بگذریم (که البته خیلی خرجای الکی هم کردم تو تولدش که نیازی هم نبود) حدود 400 هزار تومان رو ریختم تو جوب.. یعنی یه چیزایی به درد نخور و غیر ضروری خریدم که الان دارم از دست خودم دق می کنم... تازه بعد از چند روز فهمیدم که ای وای می تونستم اون پولو بدم یه قسطی رو که چند ماهه ندادم رو صاف کنم یا می تونستم بدم به جای بدهی که به دانشگاه دارم و بخاطرش مدرکم رو نگه داشتن ... تازه با پرداخت اینا کلی هم برام باقی می موند که اون موقع می تونستم چند تا از این خرت و پرتایی که خریدم و لازم بود رو بخرم...

هفته پیش بعد از تولد ملوسک رفتم براش چند دست لباس تو خونه ای خریدم.. همه لباساش کوچیک شده بود براش.. موقع عوض کردن لباساش کلی گریه می کرد... البته شلواراش اندازه بود اما بلوزاش هم تنگ شده بود و به زور میرفت تنش هم آستیناش کوتاه شده بود... همون موقع یه جرقه تو ذهنم اومد که یه جورایی آقای پدر داره به این خرج کردنای من برای ملوسک حسادت می کنه.. آخه قبلا این بریز و بپاشا مختص اون بود و هر چند وقت یکبار بدون مناسبت یه چیزی براش می خریدم و الان یک ساله که تعطیل شده... البته عمدا نمی خریدم ... اما اینبار چون کلا تغییر رویه دادم و دست از لجبازی و کینه و کدورت برداشتم تصمیم گرفتم یه چیزی براش بخرم.. به خاطر همین کلی گشتم تا یه بلوز برای تو خونه اش پیدا کردم همونشم شد 18 هزار تومان یه بلوز خیلی ساده در حدی که برای تو خونش مناسب دیدمش و خریدم...

البته همینم کلی موثر واقع شد و خیلی خوشحال شد...  چند روز بعدش با دوستم رفتیم خرید... گفت بیا بریم برای اداره مانتو بخریم.. رفتیم .. یه جایی رو نشونم داد گفت اینجا همه چیزش عمده است و ارزونه.. رفتم دیدم واقعا اینجوریه.. جوراب نایکی که همیشه می خرم جفتی 2500 اونجا جینش رو می داد 4000 تومان هیجان زده شدم و یک جین برای آقای پدر خریدم.. گفتم اون که لازم داره بذار حالا که اومدم اینجا بخرم...

توی همون خیابون چند تا لباس بچه فروشی بود که دیدم خدایا همون لباسی که برای ملوسک خریدم اینجا چقدر ارزونه.. من 3 دست لباس گرفتم براش شد 24 هزار تومان اونجا اگرهمین سه دست رو میخریدم می شد 12 هزار تومان... خلاصه کلی سکته کردم و برگشتم ...

اینو بگم که همین خرید رفتن 50 هزار تومان برای بنده آب خورد که هرچی می دیدم ارزونه هیجان زده می شدم و می خریدم.. به خاطر همین الان کلی پشیمونم... اما چه سود که بی فایده است و آب رفته به جوب بر نمی گرده... البته الان چند وقتیه که این پول خرج کردن بی رویه رو دارم انجام میدم و بابتش کلی -بلانسبت گلاب به روت- مثل سگ پشیمون می شم..اما بازم تکرارش می کنم.. مرض دارم انگار...

اینا همه رو داشته باشید که کلی هم خرید برای فریزر داشتم که خالی شده... یعنی تمام ضروریات و اوجب واجبات رو گذاشتم کنار چسبیدم به چیزای به درد نخور... آخ از دست خودم لجم گرفته.. آخ لجم گرفته...کلافه

بگذریم.. یه کار جالبی که ملوسک می کنه تازگیا رو بهتون بگم... چند روز پیش بغلش کرده بودم و لپشو بوسیدم... همین موقع آقای پدر اومد و اون یکی لپشو بوسید...از این کار خیلی خوشش اومد و موهای پشت سر هر دومون گرفت و سرمون رو بهم چسبوند به این معنی که شما هم باید همو ببوسید..اینقدر این کارو تکرار کرد و با کلمات نا مفهموش بهمون فهموند که باید همو ببوسید که ما هم مجبور شدیم همو ببوسیم.. تازه بعد از اون دیگه ول کنمون نبود و خوشش اومده بود از این کارش.. خیلی برام جالب بود که این دختر این قدر با محبته... هرموقع ما با هم با صدای بلند حرف می زنیم فکر می کنه میخوایم دعوا کنیم مدام بین من و باباش راه می ره و یه بار میاد منو بوس می کنه یه بار بابایی بابابی گویان بهش چشمک می زنه که ماهواسمون پرت بهشه و مثلا دست از دعوا برداریم... خیلی حساسه و همه چی رو می فهمه... به خاطر همین دیگه خیلی وقته همه چی رو رعایت می کنیم جلوش.. گاهی احساس می کنم خیلی بیشتر از سنش می فهمه.. و این یعنی اینکه مسئولیت ما چندین برابر سنگین تره... یه کار دیگه هم که جدیدا ازش می بینم اینه که هر چیزیو که بر می داره و باهاش بازی می کنه  دقیقا همونجوری که بود میذاره سرجاش... تشویق

می گم از وقتی که تغییر رویه دادم هم حال خودم خوبه هم اوضاع خونه آرومه.. یه جورایی احساس آرامش می کنم... و خیلی مسائلی رو که قبلا ناراحتم می کرد و زیرسیبلی رد می کنم و نادیده می گیرم... البته از حق نگذریم که با این تغییر رویه من آقای پدر هم خیلی خوب شده و دیگه شبا زود میاد خونه... بزنم به تخته ..

از وقتی آدرس اینجا رو عوض کردم شدیدا آمار بازدیدکننده هام کم شده و دارم دچار افسردگی میشم...افسوس

/ 41 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی تا

سلام مادر خانومی ملوسک خوبه ؟ بالاخرا واسه تولدش چکار کردی ؟ چی درست کردی؟ 5 نفر و یه ذره یعنی من . مامانم. بابام. برادرم.خانمش و این پینگول مهمون توی راه دیگه!!

مريم

الحق که دوست جون خودمی .. نوشته هامو میخونی و میبینی که بنده دائم در حال خرج کردن و پشیمون شدنم ! به هر بیخیال خدا جون خودش میرسونه . راستی اینکار ملوسک فکر کنم جزو خصایص بچه هاست .. آخ که پارسال همین موقع ها ..پسرک بنده هم دهنمون رو صاف کرده بود .. همیشه ماها درحال ماچ کردن بودیم ..حالا یه وقتهایی گیر میداد که مثلا عموم و مامانم رو سراشونو بهم نزدیک میکرد که ماچ کنید :)

همسفر

من یه رو کامپیوترم آنتی ویروس avast دارم وب های ویروسی رو نشون می ده ولی الان که اومدم پیغامی نداد شاید چون پاکش کردم ولی بعضی وب ها ویروسی هستند و کامپیوترت رو ویروسی می کنن شاید فایلی یا لینکی یا اسکریپتی تو قالبت باشه که باعث این امر می شه !

pashmaaloo

اون لحظهء خرید که به چاله چوله فکر نمیکنیم که فقط از این مغازه میریم تو اون مغازه . ولی واقعن بعدش که میای خونه و فکر میکنی که مثلن یک سوم پولو خرج کردی همش بعد در کیفو باز میکنی و میبینی همش یه هزارتومنی پاره ته کیفته با یه خورده پول خورد، در کمال ناباوری میبینی کل پول خرج شده کاملن افسرده گی میگیره آدم!

pashmaaloo

اون لحظهء خرید که به چاله چوله فکر نمیکنیم که فقط از این مغازه میریم تو اون مغازه . ولی واقعن بعدش که میای خونه و فکر میکنی که مثلن یک سوم پولو خرج کردی همش بعد در کیفو باز میکنی و میبینی همش یه هزارتومنی پاره ته کیفته با یه خورده پول خورد، در کمال ناباوری میبینی کل پول خرج شده کاملن افسرده گی میگیره آدم!

آرام

والله اسم خرج کردن رو نیار که من دق می کنم .... به چشم به همزدنی دیگه پولی درکار نیست..... ببوس این جوجه ی بااحساست رو....

عطیه

سلام خانومی! تو میتونی وب منو ببینی؟!

حنا

سلام مادر خانومی...عزیزم..مواظبه دختره گله باهوشت باش....معلومه که میفهمه...تورورخدا جولوش دعوا نکن...میدونی اونوقت بزرگ شد به دعوا عادت میکنه و اگه خدایی نکرده شوهرش هم بزندتش اصلا احساس عجیب بودن نمیکنه.... ممنونم از انرژی مثبتت...منونم از دعاهات...بازم برام دعا بنویس که بگم.....

همسفر

بازم ویروس این دو تا وب رو تو وبلاگت داری ؟ /http://sorenweb.com/b2b/ و http://coolwebiran.iranblog.com/ یا توی جاوا اسکریپت هاته