چهارشنبه 25 اسفند (آخرین پست سال 89)

جونم براتون بگه که بنده به غیر از مقادیر بسیار کم گردگیری اتاق خوابها هنوز هیچ کار خاصی در خصوص خونه تکونی انجام ندادم... بزن اون دست قشنگه رو دیگه.. بیکار نشین.

همه امیدم به این سه چهار روز تعطیلی آخر ساله که یه دستی به آشپزخونه بکشم و دستشویی و حموم رو هم بسابم. کلی کار دارم .. تازه هنوز خرید هم نکردم و دیگه بگیر برو تا آخرش ببین چه خبره ...

اما رفتم موهامو رنگ زدم. آخه دیگه موهام خیلی دو رنگ شده بود. قصد داشتم اون رنگ بلوندی که زده بودم بیاد برسه به نوک و هی کوتاهش کنم. آخه گفتم که رفتم موهامو کوتاه کوتاه کردم به خاطر این رنگ لعنتی که موهام رو داغون کرد. اصلا موهام پوسیده بود. تو رو خدا نرید موهاتون رو دکلره کنید اصلا خوب نیست. خلاصه رفتم و موهام رو رنگ فندقی کردم. خوشگله اما همچین به دل خودم نمی شینه هر چی خودمو تو آیینه نگاه می کنم و دنبال یه چیزی می گردم که خوشم بیاد می بینم نه نمی شه.. نمیاد. احساس می کنم قرمزی توشه.. اما خب فکرشم که می کنم می بینم خب فندق این رنگیه دیگه. زورم میاد برم یه رنگ دیگه بزنم بهش آخه بابت همین رنگ برای این یه ذره مو ازم 35 هزار تومان گرفتن. هنوزم برای ابروهام نرفتم آرایشگاه گذاشتم روز آخر یکشنبه می رم ببینم اگر ابروهامو بردارم و یه رنگ هماهنگ بزنم به ابروهام قیافم چطور میشه.

موهای ملوسک هم هفته پیش بردم و کوتاه کردم خیلی خوشگل شده زودتر بردمش تا آرایشگاه خلوت بود کلافه نشه تو شلوغی آخر سال.

مامانم و خواهر و برادرا هیچ کدوم امسال عید نیستن میرن مسافرت منم هی دارم تو گوش آقای پدر می خونم که بیا و ما هم بریم. میگه چیه تا پارسال که همشون اینجا جمع بودن از این شهر تکون نمی خوردی حالا که نیستن تو هم می خوای بری؟ می گم خب آره مگه من غیر از اینا دیگه کیو دارم دلم خوش باشه؟ نمی دونم هنوز تکلیفم رو مشخص نکرده که می ریم یا نمی ریم. آخه فامیلای خودشم که اینا رفت و آمد خاصی ندارن. با داداشش هم که حرف نداره اونا هم امسال عید قطعا میان  و میرن خونه مادرش. اونا باشن آقای پدر اونجا هم نمی ره. در نتیجه باید بمونیم توی خونه.

به شدت.. به شدت محتاج انرژی های مثبتتون هستم و از قانون جذب برام استفاده کنید تا آقای پدر راضی بشه ما هم بریم مسافرت پیش مامان اینا. باشه؟ تو رو خدا دیگه...

راستی رفتم یه دونه از این سشوارای براون خریدم که برس گرد می خوره سرش و خودش می چرخه. اینقده خوبه سه سوت موهاتون رو می تونین سشوار بکشین همچین خوشگل.

دیگه دیگه... هیچی دیگه.

امیدوارم سال جدید سال پر خیر و برکت براتون باشه و تنتون سالم و دلتون شاد باشه. و برای همه مردم و کشور عزیزمون بهترینها رو آرزو می کنم.

سال نو مبارک

/ 33 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مونی

سلام خوبی؟؟ چرا رمزتو عوض کردیییی[گریه] اگه لطف کنی برام بفرستی ممنون می شم مامان خانومی

نازنین دختری از فصل تابستان

امروز را دوست داشته باش و فردا و دیروز را؛ روزی که به دنیا آمده‌ای و روزی که از دنیا خواهی رفت. زندگی همین است. نه فی نفسه زیباست و نه زشت. این ما هستیم که به آن زیبایی می‌بخشیم، با بودنمان و خنده‌هایمان. خنده نمودی از شادی و سلامتی است. اما امروز کودکان بیشتر از ما بزرگترها می‌خندند و ما هر روز لبخند بیشتر از لبانمان دور می‌شود. ما در روز چند دقیقه در جمع می‌خندیم؟ [گل][گل][گل]

جوجو

اووووووووووووو ببین کی اومده؟.! مادر خانومی شما کجا این جا کجا؟!

جوجو

منم رمزه شمار و ندارم

قصر آرزو

سلام شما دعوتی که بیای مشارکت کنی و تجربه ها تو بگی.اصول و بخون اگه موافق بودی بگو تا لینکت کنم.

ليلا

مژگان عزيزم...دلم تنگ شده بود..