دوتا مناسبت

به احتمال زیاد فردا رو عید اعلام می کنن.. به خاطر همین به همه اونایی که امسال رو تونستن روزه بگیرن تبریک می گم .. ما که عذرمون موجه بود ...ولی به نظرم خیلی زود گذشت نه؟

فردا برای ما یه مناسبت دیگه هم داره ... فردا می شه چهارمین سالگرد عقدمون... In Loveامسال این مناسبتا به نظرم خیلی فرق می کنه با سالهای قبل... چون امسال نی نی هم داریم...

دیروز داشتم فکر می کردم که چقدر فرق کردیم... دیگه هیچ چیز مثل اون اوایل نیست..اینقدر خودمونو غرق مشکلات کردیم که تنها چیزی که حواسمون بهش نیست خودمونیم...گاهی به نظر تکراری می ایم و گاهی شدیم یه عادت.. هیچ موقع دوست نداشتم توی زندگیم به اینجا برسم..همیشه می خواستم این عشق و علاقه تر و تازه بمونه و علاوه بر اینکه کم نشه روز به روز بیشترم بشه... شاید کم نشده باشه اما کمرنگ شده ... خیلی.. شایدم من خیلی رمانتیک فکر می کنم...

اما حالا نمی خوام گلایه کنم.. چیزی که خیلی برام مهمه اینه که امسال سالگرد عقدمون مصادف شده با عید فطر و اینو به فال نیک می گیرم به خصوص اینکه یه جیگر دوست داشتنی هم تو راه داریم که این روزا جمع دونفرمونو، سه نفره می کنه و سال دیگه سه تایی کنار همیم... یه جورایی احساس می کنم سال جدید زندگی مشترکمون خوش یومن شروع می شه...

چند روز پیش رفتم دکتر... سونوگرافی جدید دادم و خوشبختانه نی نیمون چرخیده و سرش اومده پایین... دو هفته دیگه باید دوباره برم پیش دکترم که نوع زایمان رو برام مشخص کنه... خودم موافق طبیعی هستم.. تا چی پیش بیاد... فقط از خدا می خوام سالم و سلامت به دنیا بیاد...

روز جمعه هم مامان اومد خونمون و فریزرمو پرکرد.. البته از بعد از ظهرش الهامم اومد و سرخ کردنیها رو برام سرخ کرد و گذاشتن تو فریزر.. خیلی زحمت کشیدن .. مخصوصا مامان که از ساعت 10 صبح تا 12 شب سرپا بود و حسابی خسته شد.. الهی بمیرم.. نمی دونم چطوری باید این همه زحمتشو  جبران کنم.. دیگه خودم خجالت می کشیدم...

مامان گلی خدا همیشه تو رو برای من نگه داره عزیزمماچ

/ 42 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نارتيتي

سلام عزیزم!تبریک میگم چهارمین سالگرد عقدتون رو!به قول خودت این بار متفاوته با نینیه و ایشالا سال دیگه با شیطونی های نینی!خیلی خوبه واقعا مامان آدم باشه!مادری چیه واقعا !یک تجربه ی نو که آدم با خوندن هیچ کتابی و حس کردن هیچ چیز دیگری متوجه اش نمیشه و حسش نمیکنه!مراقب خودت و نینی باش!اسمش چی شد خلاصه! راستی با تاخیر عیدتون هم مبارک خانومی[گل][گل]

آرش

سلام مامان مژی. اووووو... چقدر تبریک باید بهت بگم... نزدیک شدن تولد نی نی کوچولو (همون زن خانومی من [قلب])... عید فطر... و سالگرد عقدتون. نمیدونم چرا ولی باور کن منم مثل تو حس خوبی به آیندتون دارم. [تایید] کی پس این عسیسم بدنیا میاددددددد.... [ماچ]

سارا

به به.. مبارک باشه[گل] زیاد سخت نگیر. به نظر من همه زندگیها دچار روزمرگی میشه! خود منم همیشه دلم میخواست که زندگی عشقولانه ای داشته باشم. اما واقعیت اینه که خود منم بعضی وقتها که به رفتارام فکر میکنم می بینم به یه چیزایی دیگه عادت کردم.. به نظر من خیلی هم خوبه. ممکنه دیگه از اون شر و شورهای اول آشنایی خبری نباشه اما عشق و علاقه ای که تو رفتار طرفین هست خیلی محکم و استواره و قابل مقایسه با اون موقعها نیست. مال ما که اینجوریه! شما چطور؟[چشمک]

سارا

آخی چیزی دیگه به اومدن این فسقلک نمونده.. ای جاااااااانم[ماچ][بغل][قلب]

مرضیه

[نیشخند]وااااااااااااای صدای پای نی نی میاد امیدوارم که این روزها به خوبی سپری بشه و روی ماه نی نی رو ببینی خوش بگذره این پستی بلندی های احساسی این موج سینوسی توی زندگی همه هست غصه نخور

مریسام

مژی جون عیدت مبارک[گل][گل] سالگرد عقدتون مبارک[گل][گل][گل] آخی دیگه لحظه دیدار خیلی نزدیکه[بغل][قلب][گل]

توت فرنگی

سالگرد عقدتون مبارک خاله مژگان[بغل] منم خیلی دوست دارم طبیعی زایمان کنم برای منم خیلی دعا کن[ماچ][قلب] آپ کردیم منتظر حضور گرم تو و نی نی نازت هستیم[بغل]

احسان

سلام امیدوارم به سلامتی فارغ بشی و یه کوچولوی دوست داشتنی رو وارد این دنیا کنی که عاشق بودن رو بهش یاد بدی به من هم سر بزن[گل]

سرگارسن کافه تریا

هم عیدت مبارک هم سالگرد ازدواج اینا رو به مستر شهریارم بگو[نیشخند]