سلام جدید

سلام... امیدوارم تعطیلات عید به همه خوش گذشته باشه...

تمام روزهای غیر تعطیل رو مرخصی گرفته بودم به هوای مسافرت.. اما چون زرنگ تر از ما خیلی در این دنیا هست و ما دیر جمبیدیم و می خواستیم روز دوم بریم مسافرت، تمام اقوام مقیم در بندرعباس از ما پیشی گرفتند و در یک عملیات غافلگیرانه به سمت ما هجوم ‌آوردند و دست ما موند تو پوست گردو .. و این یعنی تمام تعطیلات ما مالیده شد و در خونه موندیم... البته تفریحات دسته جمعی در اطراف داشتیم.. ولی باز هم مثل سال قبل مشغول تماشای سریالهای نوروزی شدیم... و البته مهمون داری...

متاسفانه در این ایام اولا وقت نمی کردم برم کارت اینترنت بخرم... دوما اصلا حسش نبود.. به خاطر همین تاخیرم طولانی شد .. و امروز صبح در محل کار وقتی کامنتارو خوندم و دیدم همه فکر کردید مسافرت بودم کلی غصه خوردم که آش نخورده و دهن سوخته...

ولی عوضش به اندازه یک سال خوابیدم... دیگه این روزای آخر خواب اضافه آورده بودم و شبا هم خوابم نمی برد.. نصف شب از خواب بیدار می شدم می دیدم شبه حالم گرفته می شد... اینو هم بگم که کل تعطیلات رو تا ساعت ۱۲ ظهر خواب بودم و به علت اینکه آدم هر چی بخوابه بیشتر خوابش می گیره کل بعد از ظهر هم بی حال بودم و کسل که اون موقع هم باید یه چرت یک ساعته می زدم تا سرحال بشم... بعد می رفتیم بیرون.. البته عید دیدنی زیاد نرفتیم.. چون خب بخاطر اینکه خواهر ناتنیم تازه فوت کرده بود زیاد دید و بازدید نرفتیم...(بهتر، اینقدر از این  خونه به اون خونه رفتن عیدا بدم میااااد) در کل بد نبود... از نظر استراحتش می گم نه خوش گذرونیش...

یه جایی رفتیم برای تفریح که پر بود از درختای میوه که همشون شکوفه داده بودن... شکوفه های گیلاس و آلبالو و سیب... همه جا یه تیکه سبز... واقعا دیدنی بودن و خیلی لذت بردم.... آدم از دیدن این همه زیبایی و زنده شدن دوباره طبیعت واقعا شاد می شه... ای کاش عکس گرفته بودم...

البته ناگفته نمونه که بیشتر این تعطیلات رو خونه مامان بودم و دلی از عزا در آوردم... تقریبا هر روز اونجا بودم دیگه...

این پست فقط به خاطر این نوشته شد که بگم زنده ام هنوز....

روز اول کاری سال جدید رو با یک معده درد شدید شروع کردم.. خدا به آخر عاقبتم رحم کنه...

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hadise

سلام مژگان جون. مهمونداری خسته کننده است .خسته نباشی خانم مهربون.انشاالله معده دردت هم خوب شده [قلب]سال خوب و خوشی رو شروع کرده و در پیش داشته باشی در کنار عزیزانت[گل][خداحافظ]

ارام

سلام سال نو مبارک امیدوارم که سال خوبی داشته باشی امسال که ما اونقدر مهمون داشتیم از پا افتادیم ولی بد نبود

پویا

سلام. من پویا هستم. به تازگی به جمع خوانندگان وبلاگت اضافه شدم. سال نوت مبارک. ناراحت نباش که مسافرت نرفتی آدم هرجایی می شه بش خوش بگذره. فقط باید بخوای و سخت نگیری.البته اطرافیان خیلی مهمن.

آنی

خدا رو شکر که خوش گذشته [بغل][ماچ]مواظب خودت باش مژی ]ونم[ماچ]

نگاهی نو

خوشحالم که تونستی استراحت کنی خانوم کارمند

لنگ دراز

ای بابا خانومی این چند وقته همش به مهمون داری بودیا! البته همین که استراحت و تججدید انرژی کردیم خوبه[نیشخند]

اوا

خوب خوب خوب باد آمدوبوی عنبر آورد.چه عجب خانومی.بالاخره اومدی.سال نو دوباره مبارک. من هم امسال حسابی استراحت کردم آخه فامیلامون همه رفته بودن سفر وکسی واسه عید دیدنی نمونده بود. میگم خدارو شکر این سیستمای اداره ها هست واگرنه ما چی کار میکردیم؟[نیشخند] درد معده ات رو هم جدی بگیر و برای درمانش حتمن برو دکتر. قربونت[خداحافظ][گل][گل][گل]

پریا

سلام مژی جونم خوبی گلم ،‌ همه چیز فدای سرت ، تنت سلامت ، تا باشه مهمونی و شادی باشه ،‌واسه مسافرت هر چی که توی عید مسافرت نری بهتره ،‌همه جا شلوغه و هزار تا اتفاق ،‌در عوض چند روز تعطیلی خرداد رو برو حالشو ببر ،‌تازشم خدا بزار تابستون رو.[نیشخند]

پریا

[ماچ][ماچ][ماچ] [قلب][قلب] [بغل]

اوا

سلام خانومی امیدوارم حالت بهتربشه.دعاکن روزگارآدم برعکس نشه,روده که چیزی نیست[نیشخند] این قضیه روده هم عزیزم احتمالن از عوارض تحویل گرفتن جنابعالی درمنزل مامان می باشد. ولی جدای از شوخی امیدوارم زودتر خوب شی,اون هاله ای هم که دیدی توهم بوده عزیزکم لابد چشاتم برعکس میبینه.دیگه اون جمله آخری رو تکرار نکنی ها[عصبانی] راستی یه وب جدید ساختم که می خوام خاطراتمو توش بنویسم,دوست داشتی بهش سر بزن البته هنوز خالیه(آخه تایپ کردن خیلی حوصله می خواد که من ندارم) ...biraddepa.blogfa اینم ادرسشه(غیب گفتم[زبان])خوب دیگه[خداحافظ]