مژگان بداخلاق

نمیدونم چرا دلم شور می زنه؟

چند روزه اینجوریم. دیروز مثلا جمعه بود و خونه و استراحت و شهریار و تفریح و ...

ولی از صبحش بی حال بودم.یعنی یه جورایی از دنده چپ پاشدم. شهریار خیلی زود بیدار شده بود. هی اینور اونور می کرد. می رفت یه دور تو خونه می زد دوباره می اومد دراز می کشید خلاصه اینقدر این کارو کرد که بیدار شدم. بعدشم هی گفت پاشو دیگه چقدر می خوابی . گشنمه.Image and video hosting by TinyPic ولی اصلا حسش نبود که از تو رختخواب پاشم. یعنی پاشیده نمی شدم.

گفتم خب تا من صبحانه رو آماده می کنم تو تختو مرتب کن. صبحانه رو آماده کردم و آوردم دیدم هنوز تختو مرتب نکرده. با ناراحتی تختو مرتب کردم و بالشتشو پرت کردم اونور. گفت خب حالا یه کاری گفتی نکردما چرا اینجوری می کنی. ولی انگار بهانه داده بود دستم. برای شروع یه بداخلاقی که تا آخر روز ادامه داشت. هی می گفت مژی چی شده؟ امروز چرا اینقدر بد اخلاقی؟ اتفاقی افتاده؟ منم گفتم من ۷ روز هفته باید کار کنم. همه جا رییس دارم ولی شکلشون فرق می کنه. تو اداره یه جور حمالی . تو خونه یه جور دیگه.( خیلی بد اخلاق بودم نه؟ خودم می دونم)29.gif

می خواستم شروع کنم به خونه تکونی. از آشپزخونه شروع کنم  و فعلا کابینتا رو تمیز کنم. اما اصلا حوصله نداشتم و گذاشتم برا هفته بعد. ولی خونه رو تمیز کردم لا اقل بخاطر اینکه بد اخلاقیم دامن گیرم نشه و یه اعصاب خوردی بزرگ راه نندازم خودمو مشغول کردم.

بعد از ظهر رفت بیرون . ضبط خریده بود برا ماشین که وصلش کنه. ساعت ۸ شب تشریف آوردن. می گه بریم بیرون. آخه من دیگه می خواستم چیکار اون موقع برم بیرون من ساعت ۵ حوصله ام سر رفته بودImage and video hosting by TinyPic. شام درست نکرده بودم. هر چی تو یخچال داشتیم آوردم خوردیم. وقتی سگ می شم اینجوری میشم.

شب رفتیم بخوابیم. تو رختخواب یاد قبلنا افتاده بود . می گفت مژی یادته اون روز. یادته فلان روز اینجوری شد. اون لباسو پوشیده بودی. ولی من ( نمی دونم به خودم چی بگم)Image and video hosting by TinyPic می گفتم یادم نیست. نه یادم نمیاد.44.gif37.gif. خلاصه کلی حالشو گرفتم12.gif. اینقدر که روشو اونور کرد و خوابید.

خلاصه خیلی از دست خودم دلگیر و دلخورم. اون چه رفتاری بود آخه...

..............................

به نگاهی نو: من چرا نمی تونم برات کامنت بذارم دختر. اصلا ارسال کامنتت غیرفعاله. یه کاری کن.

/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم پاييزی

سلام خانومی اشکال نداره آدم بعضی وقتا کلافه اس همسرت هم حتما اينو درک ميکنه ديگه ولی مهم اينه که وقتايی که حالمون خوب نيست دل کسی و نشکنيم که واويلا ميشه پيش منم بيا عزيزم

Arezoo_Norway

salam mozhi jon khobi?pish miad az in bi hal bodanogir dadana golam omidvaram delshorat raf shode bashe yeki dota salawat befrest,behtar mishi ishala akhe to injor mavaghe,man ba injor kara halam behtar mishe fadaye to

مژده

سلام . وااااااااااااااای ! امان از دست ما ! منم اين چند روز همينطوری بودم . امروز هم حسابی اذيتش کردم ! اخرشم روز تعطيلشو کوفتش کردم ! چقدر من بدم ! چقدر بدجنسم ! هر دفعه که بداخلاقی می کنم و اون چيزی نمی گه از خدا تشکر می کنم که اشتباهمو ناديده گرفته . ازش می خوام بهم عقل بده که يه کم بيشتر شوشو رو درکش کنم ۱ يعنی می شه ! شاد باشی !

نگاهی نو

salam aziz jan hame in ra meigan ke nemitonan comment bezaran vally nemidonam cheraaaaaaaaa va che bayad bekonam

آزاد

سلام ما ز ياران چشم ياری داشتيم .... ... ياری اندر کس نمي بينم ياران را چه شد ------------------------------------------------ عيب از ما بود از ياران نبود هرکه با مايار شد بيزار شد عاقبت از حیله سوداگران عشق هم کالای هر بازار شد درد ما در بودن ما ریشه داشت رفتن و مردن علاج کار شد ------------------------------------------------

خانومي

سلام عزيزم منم قبلنا بعضي وقتا اينجوري ميشدم ولي وسطاش به اين فكر ميكردم كه اگه از دستش بدم هيچ وقت خودمو نميبخشم. بعدش ديگه آدم ميشدم بعضي وقتا هم دلم براش ميسوخت و وقتي ميخوابيد ميشستم از دست خودم و كاراي خودم هاي هاي گريه ميكردم. البته الان ديگه خيلي عاشقم زياد از اين كارا نميكنم. ولي توجه كردي يه موقع هايي دست خود آدم نيست؟ هي به خودت ميگي چرا داري با اين بنده خدا اينجوري رفتار ميكني ولي باز هم ادامه ميدي خدا همه مريضا رو شفا بده از جمله خانومي

مريم خانوم

عمع خانوم زياد به خودت سخت نگير .. بعضی وقتها آدما اينجوری ميشن .. من تصميم گرفتم از اين به بعد هم عذاب وجدان نگيرم .. بالاخره ماهم آدميم از سنگ و چوی نيستيم که هيچی عين خيالمون نباشه .. بعضی وقتها يه حالتهاييه که هيچ دليلی هم ندارن ! پس سعی کن بعد از اين رو خندان و پر انرژی باشی

غنچه

سلام مژگان جون بعضی وقتها اينجوری ميشه ولی بايد سعی کرد کم باشه. خوبه اينجور وقتا سرتو گرم کار کنی

شهلا

سلام از اينکه يه دوست پيدا کردم که متولد ماه تيره خيلی خوشحالم لااقل يکی پيدا شد که اخلاقشم مثله خودم باشه. البته تو از من خوش اخلاقتری. داستان آشناييتو با شهريار خوندم و خيلی لذت بردم ممنون که بهم سرزدی و واسم کامنت گذاشتی. دوستت دارم

دريا

مژگان عزيزم همه آدما بالا پايين دارن و يه وقتايی حوصله خودشونم ندارن در عوض اگه آقا شهريارهمچی حالی داشته باشه تو کاملا درکش می کنی و از دستش ناراحت نميشی .