تغییر می کنی ی ی یم

امروز دیگه اومدم پست جدید بزارم ... اما اصلا حسش نیست یه جورایی حرفمم نمیاد...

اتفاق زیاد افتاده ها .. اگه بخوام بگم حرف زیاده .. اما بذارید روی همون حساب بی حسی..

آها یه خبری که براتون دارم اینه که بنده بعد از این همه سال (یعنی توجه داشته باشین منظور من از این همه سال دوران متاهلیه که شده 5 سال) طی یک اقدام غیر منتظرانه و غیر نمی دونم چی چیانه تصمیم گرفتم موهام رو رنگ روشن بزنم.. اونم از اونجایی شروع شد که دختر همسایه طبقه بالایی رو دیدم و فوق العاده از رنگ موهاش خوشمان آمد و ازش پرسیدم این چه رنگیه و کجا رنگ کرده و اونم گفت که خودش رنگ کرده و این رنگ هم دودیه...

بنابراین ازش خواستم که یه روز که وقت داشت همه مواد لازمش رو بخریه و بیاد برام رنگ کنه... اگر بلده.. و اونم گفت که زمانی آرایشگر بوده و خوب بلده.. از اونجایی که رنگ موهای خودش رو فوق العاده در آورده بود شک نکردم و نشستم زیر دستش...

خداییش خیلی قشنگ و یکدست شد و من الان خیلی راضیم...

اولش آقای پدر اومد یه نگاهی به ما انداخت که تازه داشتیم موهامون رو خشک می کردیم... یه جورایی قیافش رو کج و ماوج کرد و گفت خوبه... رفت بیرون و برگشت و منم در این فرصت یه آرایش کردم و به خودم رسیدم و اینا...

وقتی برگشت بازم یه نگاه به ما انداخت و لبخندی بر لبان مبارکشان نشست و گفتند به به.. عجب خوشگل شدی امشب.....از خود راضی

اما تیرشان به سنگ خورد چون دقیقا بعد از تمام شدن مراحل رنگ و این حرفا یک مهمان ناخوانده برامون اومد به نام خاله پری... و وقتی آقای همسر خان از اون نگاه های ...... بهم کرد .. قبل از اینکه بخواد حرفی بزنه و یا یه فکرایی بکنه حضور خاله پری رو اعلام کردم و ایشان نشستن سرجاشوننیشخند

خلاصه اینم از این .. مردم میرن برای عید خودشون رو تغییر می دن ما بعد از عید برای خودمون تغییر می کنیم..

نمی دونم چرا توی این پست همه فعل ها رو جمع بستم؟؟؟!!!!

موهای ملوسک هم کوتاه کوتاه کردم.. نیست صورتش ریزه می زه است وقتی موهاش بلند می شه احساس می کنم خیلی لاغره اما الان صورتش باز شده و خیلی بهش میاد... شاید یه عکسی از خودمون گذاشتم.. شاید.. قول نمی دما... گفم شاید...

/ 24 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
maryam

سلام گلم، والا تو اونقد نازی که دلم واسه آقای پدر سوخت، من که تو رو با مو قبلیت دیدم،شیفته ات شدم،وای به حال، حالا، که چی‌ شدی!!،فقط بدون رنگ دودی با شستن زود میره،پس زودتر عکساتو بذار

نسیم

منتظرعکسهای خوشگل مادر و دختر هستیم. ملوسک عروسک رو ببوس.

مریم خانوم

تغییرات اخیر مبارکه .. ولی اگه فکر میکنی ما همین جور به امان خدا ولت میکنیم ..خیال خام کردی.. باید عکس بذاری [شیطان]

منیتا

مادرخانمی مبارک باشه رنگ موهات خوشگل بودی حتما صدبرابر خوشگل تر شدی ماشاالله می گم چشم نخوری

هدیه

سلااااااااام عزیزم. معلومه که یادمه. چه خوبه که دوستای قدیمی به آدم سر میزنن. دختر گلت رو ببوس. مدتیه سرم شلوغه... حتما بهت سر میزنم. [قلب] مراقب خودت باش.

نازی

خوشبختم عزیزم پس همسرت حسابی بد و بیراه نثار خاله پری کرده عزیزم

مریم مامان ماکان

مبارک باشه گلم تغییر خیلی لازمه خصوصا برا دل آقایون آخرش رو خوب اومدی خوشم اومد حضور خاله پری خیلی به موقع بوده [نیشخند] [ماچ]

مریم مامان ماکان

عزيزم پست قبليتو خواستم بخونم نتونستم منم پسورد ميخواممممممممم[کلافه]

مونی

سلام چطوری مادر خانومی برا پست قبلیت کامنت نوشتم موقع ارسال کامی قاطی کرد و نتونستم بفرستم عکسای دختر اون موقع خصوصی نشده بود عزیز دلممممممممم با لباسای نازش عین هلو بود.رنگ موهاتم مبارک.خیلی وقت بود نمی تونستم بیام سر بزنم بهت هفته بعد تولد پسرمه سرگرم کارای اونم.

مونی

سلام چطوری مادر خانومی برا پست قبلیت کامنت نوشتم موقع ارسال کامی قاطی کرد و نتونستم بفرستم عکسای ملوسک اون موقع خصوصی نشده بود عزیز دلممممممممم با لباسای نازش عین هلو بود.رنگ موهاتم مبارک.خیلی وقت بود نمی تونستم بیام سر بزنم بهت هفته بعد تولد پسرمه سرگرم کارای اونم.