تو خماری ماندیم

پری روز رفتم دکتر... واااای برای اولین بار صدای قلب کوچولوشو شنیدم..اینقدر ذوق کردم که ماماهه بیشتر گوشیشو رو شیکمم نگه داشت تا بشنوم... آخه اون قلب کوشولو چقده مگه حالا عزیزمقلب

گفتم سری قبل جنسیت نی نی مشخص نشد اگر می شه دوباره برام سونوی تعیین جنسیت بنویسین و دوباره برام نوشت .. با شهریار رفته بودم ولی تو مطب دکتر خیلی معطل شدم و دیر شد بعید می دونستم سونوگرافی قبول کنه ولی رفتیم... که همونجوریم شد و هیچ سونوگرافی پذیرش نداشت... گذاشتم برای یه روز دیگه و شام رفتیم خونه مامانم.. آخه اون خواهر زادم که بندرعباسه اومده بود و همه خواهر و برادرا خونه مامانم جمع بودن.. البته من سردرد بدی داشتم و اصلا سرحال نبودم .. ولی همه منتظر بودن ببینن بالاخره نی نی چیه... که اونا هم خورد تو ذوقشون...

اما دیروز با مامان رفتیم سونو چون دیگه شهریار وقت نداشت اگرم منتظرش می شدم می شد مثل روز قبل و دیر می شد... خولاصه رفتیم و بعد از دو ساعت معطلی نوبتمون شد.. با کلی ذوق و شوق رفتم تو و مامانم قاچاقی اومد تو... وااای باورم نمی شد اینقدر بزرگ و جیگر شده باشه..الهی فدای اون قلب کوچولوت بشم اینقدر قشنگ و منظم می زد ..ستون فقراتش که دلمو برد...

آما... آما اینکه نی نی ما بازم رونما می خواست... پاشو بسته بود و برای خودش بی حرکت خوابیده بود .. حالا تا دو دقیقه قبل پشت در اتاق با لگد داشت حالمو جا می اوردا... هر کاریش کردیم که یه تکونی بخوره و اون پاهای کوچولوشو یه ذره باز کنه ببینیم چه خبره نشد که نشد و بازم مارو بی نتیجه برگردوند خونه.. هر چی گفتم آخه مامانی این سومین باره که من میام سونو کلی منتظر می شینم تو نوبت که بالاخره ببینم چی هستی یه کاری بکن ... نشد که نشد..ولی این سونوگرافی هم که رفتم گفت به احتمال زیاد دختره... تا حالا سه سونوی مختلف اینو گفتن..حالا ببینیم چی می شه...

ساعت 10 شب رسیدیم خونه و مامانم اومد خونه ما دیگه چون خیلی دیر شده بود.. شهریار اومد همینجوری با نیش باز و با کلی ذوق و شوق گفت چی شد معلوم شد نی نیمون چیه؟ گفتم نه...پاشو باز نکرد.. همچین پنچر شد و حالش گرفته شد... گفت ای بابا.. میگفتی این سومین باره.. یه کاری بکنه که معلوم بشه.. گفتم خب نشد دیگه عزیزم..نی نی مون خیلی با حیا تر از این حرفاست..مژه

به هر حال زیاد مهم نیست چیه..امیدوارم فقط و فقط سالم و سلامت باشه..البته خانومه گفت که نی نی خیلی پایینه و برای ماه پنجم دیگه باید  اومده باشه بالا ولی نیومده و توصیه کرد که خیلی استراحت کنم..اما مگه با روزی 8 ساعت کار اونم حداقلش چطور می شه استراحت کرد..یعنی بعد از اداره بیشتر از سه ساعت بخوابم.. خب کلافه می شم تو خونه... ولی خب با خطر زایمان زودرس خیلی باید احتیاط کنم و مواظب خودم باشم.. یه شیکم بند بارداری هم دکتر نوشت که خریدم و می بندم...مامان کلی توصیه های ایمنی کرد که هر چی می خوام بگم و حتی اگر غذا درست کردن هم سختمه .. برام می پزه میاره...

اینم از ماجرای اینبار دکتر رفتن و سونوی ما... بیشتر می خواستیم بدونیم چیه برای انتخاب اسم... ما انگار بازم باید منتظر بشیم...

روز مادر نوشت:

روز مادر و زن رو به همه زنهای عزیز ایرانی تبریک می گم.. و همینطور به مادرای عزیز و اول از همه مامان گلی خودم که به اندازه یه دنیا دوسش دارم... و همه اونایی که تازه دارن مامان می شنقلب

/ 45 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الیما

گودووو مامان مژی مهربون... سلام.... روزت مبارک... خیلی حس قشنگیه. از تصورش دلم قیلی ویلی میره... کوشولویه ما میخواد ذوق زدتون کنه....[ماچ]

مهربان

سلام مژگان جونامیدوارم هم حال خودت هم حال نی نی خوشگلت خوب باشد با با جون بچه رو چیکارش دارین احتمالا دختمر ه وموس سونوگرافی رو با ماشین گشت اشتباه میگیره و برای همین حجابشو رعایت میکنه [نیشخند]

دناتا

یه سره کل آرشیوت رو خوندم تا الان که تموم شد. عین یه کتاب خوبی که تا تموم نکنی ول کنش نمی شیا..همونجوری[زبان] روز زن و روز مادر هم بهت تبریک می گم عزیزم بوس بوس

مازیار

بچه ات با حیا و خجالتیه که پاهاشو جمع می کنه.[چشمک]

اوا

سلام خانومی نی نی گولو چطوره؟ممنونم که به یادم هستی.ببخش اینترنت اداره قطع شده ضمن اینکه کامپیوتر خونه هم فعلا رفته شرکت شوهر جون و.... بگذریم زیاد وقت ندارم ولی یه دنیا حرف واست دارم از همه مهم تر می خواستم بگم یه جا نوشته بودی همش هوای گریه داری مواظب باش که در دوران بارداری اکثر خانومه دچار افسردگی میشن که بیشتر به خاطر کم خونیه.نزار این حالت بهت دست بده وفورا با یک اهنگ فوق العاده شاد حلش کن چون افسردگی به جنین سرایت میکنه.ضمنا همیشه آهنگ گوش کن و برای نی نی لالایی بخون.می بوسمت .[گل][گل][گل]

آتی

سلام سلام روزت مبارک با یه روز دیر کرد(ببخشید)[گل][گل][گل] آخی الهی منم قربون ستون فقراتش میرم پیام به کوچولو(البته با اجازه): قوبونش بره خاله !خوب بگو دیگه دخملی یا پسر ؟؟؟ من که دلم آب شد کوچمولو .گوگولی زودتر بیا به این دنیا میخام لپاتو بکشم[ماچ][ماچ][ماچ]

مامان تیستو

عجب بچه شیطونی دارییییییی...ببین بعدا چی میشه!![نیشخند] روز مادر بر شما هم مبارک باد

یه آدم دیگه

سلام1 مهم اینه که سالم باشه! پیشنهاد می کنم ساعت کاریتو کم کن یعنی من این کار رو کردم این روزها سردرد زیاد اذیتم می کرد مخصوصا با این گرمی هوا! شاید حالت بهتر بشه! ضمن اینکه بچه به هر حال خیلی مهمتره!

مهدي

نکنه از اینکه لینکت کردم ناراحت شدی که دیگه به من سر نمی زنی؟

بهنام

سلام من حرف زیادی دارم ادرس من هست جواب بده