بازی

 خب اول از همه من از آقای آزاد تشکر می کنم که من رو به بازی دعوت کردند.

حالا من با ۵ مورد از خصوصیات پنهان یا شایدم غیرپنهانم شروع میکنم.

۱- از دروغ نفرت دارم. اصلا در دروغگویی استعداد ندارم و اگر هم یه روز بخوام راستشو نگم اینقدر تابلو دروغ میگم که بعدش مجبور می شم عین حقیقتو بذارم کف دست طرف. اگرم شاید موفق بشم دروغ بگم مثل خوره می افته به جونم و تا نرم و راستشو نگم وجدانم راحت نمی شه.

۲- از بحث و بگو و مگو بدم میاد همیشه از وسطای بحث ول می کنم می رم حتی اگر به قیمت این تموم بشه که دیگران بگن کم آوردم. خب بگن . من حوصله ندارم.

۳- کینه ای نیستم و هیچ چیزی توی دلم نمی مونه به خصوص وقتی که طرفی که ناراحتم کرده بیاد عذر خواهی هم بکنه. به خاطر همین هم دوست دارم از طرف دیگران خیلی زود بخشیده بشم اگر غیر از این بشه خیلی ناراحت می شم.

۴- عاشق مادرم هستم و خیلی وابسته و همیشه فکر ازدست دادنش دیوونم می کنه به خاطر همین همیشه آرزو میکنم من زودتر از اون بمیرم..

۵-  لجبازم و تا حرفمو به کرسی نشونم ول کن نیستم. و اینقدر کشش می دم که کار به جاهای باریک بکشه(این مورد رو فقط در مورد شهریار اجرا می کنم) می دونم خیلی بده ولی دارم با این رفتار مبارزه می کنم که بذارمش کنار.(بین خودمون باشه)

اگر بخوام بنویسم که اینقدر طولانی میشه که می ترسم خسته بشین چون اخلاقای مالیخولیایی زیادی دارم.

من هم پنج نفر رو که امیدوارم با هم دوستای خوبی بشیم به بازی دعوت می کنم:

آیسان, دخت ایران,دیوونه ,هادی ,محمدرضا  ( روال بازی این جوریه که هرکس دعوت میشه ۵ تا از ذهنیات خودش رو بازگو میکنه و ایشان ۵ نفر دیگر رو به بازی دعوت میکنند .. )..

/ 7 نظر / 7 بازدید
دلا

گل من اينايی که تو نوشتی حَسن بود نه کارای شرمآور که!

dokhtare iran

سلام مژگان من وبلاگم رو برايِ دلِ خودم می نويسم و زيادِ اهلِ کامنت و اين چيزا نيستم به هر حال ديروز نظرِ شما رو ديدم و با وبلاگِ شما آشنا شدم درباره کامنتت بايد بگم من خيلی دلم می خواد بدونم عشقم الان کجاست ؟؟اما چطوری؟؟؟ درباره ی جريانِ آشنائيِ خودت و همسرت هم که گفتی بنويس من می خونم به هر حال اميداوارم موفق باشي

اميرحسين

ممنون از اينکه قابل دونستيد و به بنده سر زديد، موفق باشيد.

آزاد

سلام ... خيلی جالبه .. اينکه چطور خانو مها اينقده مادرشون رو میپرستن .. اينکه چطور در مقابل برادر .. پدرش اينقده گذشت دارن .. اينکه چطور تو جامعه بدون گذشت نميتونن زندگی کنن .. اينکه هميشه غمخوار پدر هستن و واسه فرزندانشون خود کشی ميکنند .. هرچی بچه ها گند ميزنن خم به ابرو نميارن و هرچی پدر و برادرشون بگه درسته ... ولی خدا نکنه به شوهر برسن .. فقط تو فکر اين هستن که خودشون رو به شوهرشون ثابت کنن ...همش تو فکر اين هستن که اين ديگه زندگی خودمه .. پس خودم بايد اونجور که ميخوام بسازمش.. انگار نه انگار بابا تو اين زندگی يکی ديگه ای هم داره تصميم ميگره ...خدائيش به دور و ورتون نگاه کنين .... غير از اينه ... مژگان خانوم خوش باشيد .. بدرود

دلا

کجای گلم؟چرا آپ نميکنی؟

سحر

سلام دوست عزیز، اگه میخوای چیزی شبیه تبلیغات Google اما به فارسی توی وبلاگت بگذاری و از این راه هم درآمد داشته باشی و هم سایتت یا هر چیز دیگه ای را در بقیه سایتها معرفی کنی تا بازدیدکننده هات زیاد بشن، یه سری به سایت ads.blogabzar.com بزن. کافیه وبلاگت در روز بیشتر از 10 بازذدیدکننده داشته باشه. فقط لطفا موقع ثبت نام، در قسمت نام معرف بنویس: sahar1986 یه سری بشون بزن و امکاناتشون را ببین. ضرر نداره :) قربانت سحر