این روزا

بعد از یک هفته غیبت کردن اومدیم باز.. اما از کجا بگم؟؟؟؟ روزها خیلی زود داره می گذره و همینطور هفته ها... همیشه از گذر زمان به این سرعت ناراحت بودم که چقدر داره عمرمون زود می گذره.. ولی حالا از این سرعت خوشم می اد... اینکه دوران انتظار کشیدنم داره کمتر و کمتر می شه... یه ذره شیکمم در اومده.. ولی نه زیاد که خیلی مشخص باشه... ولی برای همین یه ذره اش هم شهریار کلی ذوق می کنه... خودمم همینطور.... loveshower.gifداریم براش دنبال اسم می گردیم.. فعلا اسم دختر.. تا دو هفته دیگه که جنسیتش مشخص بشه.. اما به این زودی نمی رم سونوگرافی.. هفته پیش رفتم ..بخوام دو هفته دیگه برم خیلی ضرر داره... فعلا که ۵۰ درصد امکان داره دختر باشه ...اگر اسم دختر خوشگل سراغ دارید حتما به ما هم پیشنهاد بدید... هر چی اسم می بینم تو این سایتا..همش قدیمیه..خوشم نمیاد... یه اسم می خوام که تک باشه برای دردونم...babygirl.gif

چند سالی هست که آلرژی بینی دارم.. یعنی بعضی مواقع صبحها خیلی عطسه می زنم و آبریزش بینی دارم... مربوط به فصل خاصی هم نیست.. یه مرتبه شروع می شه.. چند وقته که خیلی بیشتر شده و خیلی اذیتم.. مخصوصا اینکه تعداد عطسه هایی که می زنم زیاد و به شیکمم فشار میاد... با دکتر مشورت کردم گفت انواع آنتی هیستامینا مشکلی نیست بخوری... ولی وقتی رفتم پیش دکتر خودم ، دکتر داخلی که همیشه می رم.. گفت صلاح نمی بینم برات تجویز کنم.. بهتره فعلا با این مشکل کنار بیای تا یه ذره سن حاملگیت بره بالا بعد... ۶ هزار تومان پول ویزیت دادیم و هیچی به هیچی.. ولی گفت بگرد ببین به چی آلرژی داری.. شاید اونجوری یه ذره راحت تر بشی.. فعلا داریم جستجو می کنیم...glassesf.gif

دیگه خبر خاصی نیست عزیزان... به غیر از اینکه اینروزا چون داداش شهریار خونمونه یه مقدار سختمه... نمی تونم راحت باشم.. دعا کنید زودتر کارش درست بشه و بره... یادتونه ۴۰ روز با زن و بچه اش خونمون بودن قبل از عید؟ بعد دوباره یادتونه که گفتم مطمئنم که ناهید نمک نشناس تر از ایناست که بخواد بفهمه که من دارم بهش لطف می کنم و بهم زحمت داده و یه روز می ذاره کف دستم؟ یادتون اومد؟ .. خب الان با وجود اینکه شوهرش کلی برام مزاحمت داره... ولی اون نمک نشناسیشو نشونم داد ... واقعا بعضی از آدما خیلی بی شعور و نفهمن.. هی می خوام حرص نخورم ..با این وضعیت نمی شه... خداییش الان وقتیه که اگر میخواست جبران کنه باید این کارو بکنه.. ولی نه تنها این کارو نمی کنه.. بلکه توقع های زیادی هم ازم داره که مجالش نیست الان بگم.. بعدا مفصل میگم براتون... فقط اینو بدونید که اصلا دل خوشی ندارم ازشون... شهریارم خسته شده.. ولی نمیدونه چیکار باید کرد.. فعلا تحمل...sigh.gif

/ 66 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

مژي اگه ميدونستم حامله بشي انقدر تنبل ميشي واسه آپ كردن نميذاشتم اين اتفاق بيفته[چشمک] باباجان حالا كه اين همه موضوع واسه نوشتن داري... بنويس ديگه. [ماچ]

نگار

سلام مژی مامان جون. یه اسمی که من خیلی دوس دارم : مانیاست، نیکی، تداعی، ملانی،ملودی و هلنم دوست دارم ولی اسم دختر خودمو مانیا می زارم[نیشخند][چشمک]

زیتون

تحجر(قسمت چهارم)درروضه خوانی ایام فاطمیه است وفصل مرثیه ، بااینکه حساب کردن سن حضرت فاطمه سلام الله علیها ازنظر ریاضی آسان است اما سن او را مدام درمنابر ومداحان 18سال اعلام میکنند درحین شهادت او ، دخترش زینب 5ساله بود که 18منهای 5یازده میشود وسن سکینه وام کلثوم وامام حسین وامام حسن هم اگر یک سال به هم فاصله داشته باشند 18منهای 5منهای 4می شود 7 درحالیکه تاریخ ، زایمان هیچ زن هفت ساله ای را ثبت نکرده است . اما سن 27 درست تر به نظرمی آید چرا که فاصله سنی او با همسرش را شش سال نشان میدهد درحالیکه با سن 18فاصله سنی آنها 15سال میشود که گفته میشود فاصله سنی آنها اینقدرنبوده است.

زیتون

من ندیدم تو روابط خواهروبرادری هرچند معنوی باشه کسی خسته بشه تصورمیکنم طبع شما رو خلقتون اثر گذاشته باشه همه چیز را نمیتونم برات کامنت کنم بیا زیتون بخون هر روز مثل عروسها بانشاط باشی [گل][گل][گل][گل]

...

[تایید]

...

[تایید]

m

[قهقهه]

لیلی

سلام. من اسم طنین رو خیلی دوست دارم اگه قسمتم شد و یه روز بچه دار شدم و دختر بودا سمشو طنین میذارم.[لبخند]